
شعری از فرناز جعفرزادگان ✔️هر آینهکه مرا دیدتو را دیدتوکه در من شکفتهایبینِ ماآمدن و رفتنی نبودما همیشه بودهایمنقد، خوانش و تحلیلِ شعر شعرِ کوتاه فرناز جعفرزادگان، نمونهای از «مینیمالیسم اشراقی» است. این شعر در مرز میانِ «عشق زمینی» و «وحدت وجودِ عرفانی» حرکت میکند و سادگیِ ظاهریاش، پوششی برای یک مفهوم عمیق هستیشناسانه است.در ادامه، این شعر را از چند منظر نقد و تحلیل میکنم:۱. تحلیل فرمی و ساختار (ایجازِ هندسی)شعر از نظر فرمی بسیار فشرده است. شاعر از کلماتِ حداقلی برای ساختن یک فضای حداک...
ادامه مطلب
چهارشنبه سوم مرداد ۱۴۰۳ | 6:21 | امیر قاضی پور - تصویر: حیاط خانه کودکیم که پُر از گل و گیاه بود . با پاهای لخت در خانه و بیرون از خانه بازی میکردم. در محله شاپور تهران کوچه وزیرنظام .بقول شعرم : نبض میانِ شاخههاو پاهایِ لُختش در پنج بعدازظهرِ کوهسارخلوت میشود گاهی که زمین فروشیستلایِ رفت / میگیرد از فرطِ یک کلاهآرام پیش تُرا در عکسی جواناگر دستِ خودم / به اضافهیِ آبییک رفت به رویِ ساحلبالا نمیرودجان را میگیردهم تحریر راه را میبردیک رفت به روی ساحل- - -امیر قاضیپورشلوارک پوشیدنِ مردها و پسرانِ جوان. زنان و دختران و زنزندگیآزادی...نبض . جریان داشتن بخوانید...
ادامه مطلب