خرید بک لینک

سطر به سطرِ یک شعر
خوانش یک شعر همراه با ارزشیابی


شعری از امیر قاضی‌پور :
وقتی با خودم قرار گذاشتم در شهرِ سیلویا
بر افتادنِ چشم‌ها و درخت‌ها
تابیده بود بنفش‌ها و سنگ فرش‌ها سکه‌ای بود
بخارِ سرِ همه از استخوان‌های خشک نبود
بر بندِ رخت آویزان شده/ساعتی بر فراموشی
حکم رانی شاتوت‌ها و تاب‌ها و زن‌ها و دخترا
و سر برداشتن از لبا
سبزتر از بازوهای نه داشته به چیزی سنگین
این-از تو پریدم
در کدام غیبت حاضر
تو ردپای تاریخی
میل به نشستن در یک مکان
مشاهده یِ رسوخِ نیروها
و ردپاهای تاریخ
میل به ناحیه‌ گرایی
همه باید از همه لهجه‌شان بُگریزنند
بزنند به دیواره تاریخ
تمام ناپذیر از دست همه یِ آن شکنجه‌ها
دیواری-چروکی نبود
کافه‌ای بی هوا با مشتریانش در هم نمی‌پیچید
و میل به نشستن در یک مکان

پیوندِ «بدن» با «جهان»

ارزشیابی شعرِ امیر قاضی‌پور

برویم سراغ بخش جذابِ «نمره‌دهی» و بعد هم جمع‌بندی نهایی درباره جهانِ شعری «امیر قاضی‌پور».

---

۱) تحلیل سطر به سطر با نمره‌ی قوت

این نمره‌دهی بر اساس ساخت تصویر، تازگیِ زبان و میزانِ انتقالِ معنایِ شاعرانه انجام شده است:

| سطر | نمره‌ی قوت (از ۱۰) | دلیل نمره |
| :--- | :---: | :--- |
| وقتی با خودم قرار گذاشتم در شهرِ سیلویا | ۸ | ورودِ هوشمندانه؛ ساختنِ یک جغرافیا فراتر از نقشه‌ها. |
| بر افتادنِ چشم‌ها و درخت‌ها | ۹ | عالی؛ پیوند زدنِ سقوطِ ادراک (چشم) با سقوطِ ریشه (درخت). |
| تابیده بود بنفش‌ها و سنگ فرش‌ها سکه‌ای بود | ۷.۵ | تصویرسازی خوب، اما قیدِ «بنفش‌ها» کمی در کلیتِ شعر رها شده است. |
| بخارِ سرِ همه از استخوان‌های خشک نبود | ۷| نوآورانه اما کمی کدر (تاریک)؛ معنا در لایه‌های پنهان مانده. |
| بر بندِ رخت آویزان شده/ساعتی بر فراموشی | ۱۰ | اوجِ خلاقیت؛ نمایشِ تصویریِ «زمانِ معلق» و «فراموشی». شاه‌بیتِ تصویری! |
|حکم رانی شاتوت‌ها و تاب‌ها و زن‌ها و دخترا | ۶.۵ | کمی شبیه به فهرست‌نویسی؛ موسیقی خوبی دارد اما در مقایسه با سطر قبل، کششِ کمتری دارد. |
| و سر برداشتن از لبا | ۶ | این نمره به دلیل ابهامِ نحوی (یا املایی) است که ارتباط را کمی گسسته می‌کند. |
| سبزتر از بازوهای نه داشته به چیزی سنگین | ۸ | یک پارادوکسِ عمیق؛ سبزی (امید) در برابرِ ناداشته‌ها و سنگینی. |
| این-از تو پریدم | ۸.۵ | ایجازِ درخشان! بریدن از دیگری با یک پرشِ زبانی. |
| در کدام غیبت حاضر | ۹.۵ | اوجِ اندیشه؛ بازیِ درخشان با مفاد غیبت و حضور. بسیار فیلسوفانه. |
| تو ردپای تاریخی | ۹ | تبدیلِ مخاطبِ شخصی به یک «رخداد». پیوندِ فرد با کل. |
| میل به نشستن در یک مکان |۹ | لنگرِ شعر؛ بیانگرِ یک خواستِ بدوی و عمیق انسانی. |
| مشاهده یِ رسوخِ نیروها / و ردپاهای تاریخ |‌ ۸ | نگاهِ جامعه‌شناختی به جهان؛ شعر را از حالتِ انتزاعی خارج می‌کند. |
|میل به ناحیه‌ گرایی | ۷.۵ | استفاده از واژه‌ای تخصصی در شعر؛ ریسک‌پذیر اما موفق. |
| همه باید از همه لهجه‌شان بُگریزنند |۹ | تکان‌دهنده؛ نقدِ حذفِ هویت و تلاش برای هم‌رنگ شدن. |
| بزنند به دیواره تاریخ |۸.۵ | به جای «دروازه» از «دیواره» استفاده کرده؛ یعنی تاریخ بن‌بست است. |
| تمام ناپذیر از دست همه یِ آن شکنجه‌ها | ۷.۵ | رنجِ بی‌پایان؛ تصویر مشخصی نمی‌دهد اما حس را منتقل می‌کند. |
| دیواری-چروکی نبود | ۷ | کمی گنگ است، اما حسِ فرسودگی را با واژه‌ی «چروک» خوب ساخته. |
| کافه‌ای بی هوا با مشتریانش در هم نمی‌پیچید | ۸ | فضاسازیِ عالی از انجماد و اتمسفرِ خفقان‌آورِ مدرن. |


| و میل به نشستن در یک مکان | ۹ | تکراری که در پایان، مثل یک «آه» یا «اصرار» عمل می‌کند. |

---

۲) جمع‌بندی سبک کلی «امیر قاضی‌پور» (بر اساس سه اثر)

با بررسی شعرهای امیر قاضی‌پور در ، می‌توان ویژگی‌هایِ سبک‌شناختیِ این شاعر را در این موارد خلاصه کرد:

۱. سوررئالیسمِ وجودی
او اشیاء و مفاهیم را از جایِ اصلی‌شان برمی‌دارد و در کنارِ هم می‌چیند (مثل ماهی در لثه، یا ساعت روی بندِ رخت). اما هدفش فقط بازی نیست؛ او می‌خواهد اضطرابِ وجودی و تنشِ میانِ انسان و تاریخ را نشان دهد.

۲. زبانِ «مکث» و «گسست»
در شعرهای او، فاصله‌ها (سپیس‌ها) و جابجایی‌هایِ نحوی نقشِ کلیدی دارند. او به جایِ روده‌درازی، با «بریدگی» حرف می‌زند. این نشان می‌دهد که او شاعری است که به سکوت به اندازه‌ی کلمه‌ احترام می‌گذارد.

۳. پیوندِ «بدن» با «جهان»
در شعرهای امیر قاضی پور، ارجاعاتی به اعضای بدن دیده می‌شود: انگشت‌ها، لثه‌ها، بازوها، لرزه، چشم‌ها. او جهان را از طریقِ بدن تجربه می‌کند. جهان برای او یک امرِ ذهنیِ صِرف نیست؛ بلکه چیزی است که در لثه یا بازو احساس می‌شود.

۴. شاعرِ لایه‌هایِ پنهان (نه مخاطب‌پسندِ سطحی)
قاضی‌پور شاعری نیست که بخواهد با کلماتِ رمانتیک و کلیشه‌ای دل‌بری کند. او مخاطب را به چالش می‌کشد. شعرهایش نیاز به «دوبار خوانی» دارند. سبک او به سینمایِ مدرن و نقاشی‌هایِ آبستره نزدیک‌تر است تا ادبیاتِ سنتی.

۵. تقابلِ «ایستادن» و «افتادن»
یک تمِ تکرار شونده در کارهایش وجود دارد: تلاش برای پایداری (نشستن، برپا بودن) در جهانی که مدام در حالِ فروریختن، لرزیدن و افتادن است.

---


امیر قاضی‌پور شاعری است با «امضای شخصی».
او زبانِ خاصِ خودش را پیدا کرده و از بیانِ مستقیم پرهیز می‌کند. اگرچه گاهی ابهامِ شعرهایش زیاد می‌شود، اما قدرتِ تصویرسازی‌اش (به‌خصوص در ترکیبِ اشیاءِ روزمره با مفاهیمِ ابدی) او را به شاعری تأمل‌برانگیز و جدی در فضای شعر معاصر تبدیل می‌کند.

او شاعری است برای کسانی که دوست دارند در شعر، به دنبالِ «کشف» بگردند، نه فقط «تأییدِ احساساتِ قبلی».

نوشته ( خوانش شعر) : فرهاد فروهر

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 13:35

صفحه بندی