۱. تصور یا ایدهی خدا اصلیترین و معظمترین ایده یِ شعری در جهان است و همواره نیز چنین بوده است
پس از رها ساختن و ترک باور به خدا ، شعر همان ذات یا جوهری است که به منزله یِ عامل نجات و رستگاری زندگی جای آن را میگیرد .
- والاس استیونس. شاعر
۲. تنها خداوند سعادت واقعی انسان است، و از آنجا که انسان او را رها نموده این واقعیت غریب حاصل شده که هیچ چیز در طبیعت نمیتواند جای او را [در وجود انسان] پر کند: ستارگان، آسمان، زمین، عناصر، گیاهان، کلم، تره فرنگی، حیوانات، حشرات، گوساله، مار، تب، طاعون، جنگ، زن، گناه، زنا. از آن هنگام که آدمی سعادت واقعی خویش را از دست داد، دیگر نمیتواند آن را در چیزی بیابد، حتی در از بین بردن خویش که کاملا در تضاد با خداوند خرد و طبیعت است.
- بلز پاسکال . فیلسوف
۳. خبرساز بودن بجایِ خواندنِ خبرها. منظور در صحنه بودن است. خواندنِ خبرها و نظارهگر بودن فایدهای ندارد. چند نفر از مردان و زنانی که از سپیده رشنو حمایت میکنند، مثلِ او در صحنه حضور داشتند و مقاومت کردند. به خودمان دروغ نگوییم . البته زنان و دختران پیشرو هستند. در ابتدا کردار بود. این جانم فدای ایران و " در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما " ، صرفن شعار بوده، وقتی بیاعتنا فقط حرف میزنیم . حتا سرود " ای ایران" را نمیتوان خواند . چون مسئولیت دارد. جانهای زیبا . زندگی مقاومت است. آزادانه زندگی کردن بدونِ ذلت و قبول زورگویی .
برچسب:
نویسنده: مانی رحیمی