خرید بک لینک

انگار هرچه آوارها بیش‌تر بر سرِ بشر می‌ریزد، دلش با شوری تندتر می‌زند. آتش از کناری که هیچ‌کس نمی‌شناخته سر بلند می‌کند. در چشمانِ آدمی امید رنگ می‌گیرد، روشن‌تر می‌درخشد. به‌قولِ ژو بوسکه [ Joë Bousquet ] «آخرین انسان را نمی‌توان کُشت.»
٭
تاکنون شاعر هیچ‌گاه شعر را برای خود نگفته است و نمی‌تواند فقط برای خود بگوید. رَمبو می‌گوید: «منْ دیگری‌ست.» و هوگو: «آن‌گاه که من برای شما از خودم حرف می‌زنم، از شماست که سخن می‌گویم.» باز ژان دوهو می‌گوید: «شاعر بیش‌تر آن کسی‌ست که الهام می‌دهد تا آن‌کس که الهام می‌گیرد. شعرها همیشه دارای حاشیه‌های بزرگ سفیدند، حاشیه‌های بزرگِ سکوت... این‌همه اشعارِ عاشقانه‌ی بیهوده یک‌روز عاشقان را به‌هم می‌رساند... فهمیدن، مانندِ میل، مانندِ نفرت، از روابطی میانِ عاملِ فهم و دیگران تشکیل شده است ــ خواه این‌همه سنجیده باشد و خواه نسنجیده.» و تا این رابطه وجود نداشته باشد، شعری وجود ندارد.
٭
فریدون رهنما، از مقاله‌‌ی شعر و شاعر، ماه‌نامه‌ی صدف، شماره‌ی ۲


برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: جمعه 14 آذر 1404 ساعت: 16:56

صفحه بندی