صبحهایِ شبانهروز
من از وقتی كه مهمان دعوت كردم
روح به پهنایِ اندامش / و گوشِ خيلی خطرناكی روبرویِ آينه
نوزادگانِ نو برایِ ديدن
محوری با ردا / رقاصكی كه فكر میكند خشكیِ بدن از سينه است
آويزههایِ گيلاس، روح را تك و تنها نمیگذارد
صنعتگران روحشان را طبل آسا از كيفيتِ گوششان بهتر میسازند
غلتيدن جز خيزشِ اقتدارش
كشتی شكستگان
و نيرنگها پايانِ پاهامان
غَرقه در گوش است وقتی گوش اشتباه میكند
خلوت در نگاهِ دنيا / هيبتِ برون
عصرِ خلوت در زغالِ انقلاب
تو چه گونه میتوانستی ببينی چه لَزِج و چه قدر خوشمزه لميده است در نگاهِ پيله
"تجلیِ قدرت"
1 1 به 1 " حسِ تهی "
من از وقتی كه جلسه گذاشتم اشباع شدم
من از وقتی كه جلسه نمیگذارم خالی نمیشوم این جمله نگاتیو یا negative است
- - -
امیر قاضی پور
برچسب:
نویسنده: مانی رحیمی