
سطر به سطرِ یک شعرخوانش یک شعر همراه با ارزشیابیشعری از امیر قاضیپور :وقتی با خودم قرار گذاشتم در شهرِ سیلویابر افتادنِ چشمها و درختهاتابیده بود بنفشها و سنگ فرشها سکهای بودبخارِ سرِ همه از استخوانهای خشک نبودبر بندِ رخت آویزان شده/ساعتی بر فراموشیحکم رانی شاتوتها و تابها و زنها و دختراو سر برداشتن از لباسبزتر از بازوهای نه داشته به چیزی سنگیناین-از تو پریدمدر کدام غیبت حاضرتو ردپای تاریخیمیل به نشستن در یک مکانمشاهده یِ رسوخِ نیروهاو ردپاهای تاریخمیل به ناحیه گراییهمه باید از همه لهج...
ادامه مطلب
نه اینکه از آدمها بیزار باشی؛ چرا باید از آنها بیزار باشی؟ چرا از خودت بیزار باشی؟ فقط کاش انتساب به نوع بشر با این قشقرقِ تحملناپذیر همراه نبود، فقط کاش این چند گامِ ناچیزِ درنوردیده در مُلکِ حیوانی به بهای سوءهاضمۀ مزمنی در کلمات و برنامهها و عزیمتهای عظیم تمام نمیشد! اما این انتساب زیادی گران تمام شده برای شستِ دو دست، برای کارِ مداومِ سرپا، برای گردشِ ناقصِ سر به روی شانهها: این دیگ، این کوره، این گریل که نامش زندگی است، این میلیاردها اعلان و تحریک و اخطار و شو...
ادامه مطلب
الف- یکی از زشتترین تصاویری که از ایران دیدهام، تصویرِ کسی است که قابلمه به دست جلوی تلویزیون ، مشغولِ غذا خوردن است. غذا خوردن بخشی از آیینِ زندگیه. غذا خوردن مهمه. موقع غذا خوردن آرامش ما در اینه فقط غذا بخوریم.ب- کسانى که هر روز چهار ساعت تلویزیون نگاه مىکنند، قربانى استبداد هستند.تلویزیون براى ارتباط برقرار کردن نیست، فقط براى دستور دادن است!سينما خاطره میآفریندو تلويزيون فراموشی.جمله بالا از ژان لوک گدار ( Jean luc Godard) است. در لحظه حال که تنها زمانِ واقعی اس...
ادامه مطلب
انگار هرچه آوارها بیشتر بر سرِ بشر میریزد، دلش با شوری تندتر میزند. آتش از کناری که هیچکس نمیشناخته سر بلند میکند. در چشمانِ آدمی امید رنگ میگیرد، روشنتر میدرخشد. بهقولِ ژو بوسکه [ Joë Bousquet ] «آخرین انسان را نمیتوان کُشت.»٭تاکنون شاعر هیچگاه شعر را برای خود نگفته است و نمیتواند فقط برای خود بگوید. رَمبو میگوید: «منْ دیگریست.» و هوگو: «آنگاه که من برای شما از خودم حرف میزنم، از شماست که سخن میگویم.» باز ژان دوهو میگوید: «شاعر بیشتر آن کسیست که اله...
ادامه مطلب
نروژیها آنقدر در کشورشان از انواعِ آزادی بهرهمند هستند، که اعتراف میکنند در مقابلِ مردمانِ کشورهای غیرآزاد، شرمنده هستند. از آزادیِ فردی تا آزادیِ جنسی. در هنر ، نمونه شاهکارهای هنریک ایبسنِ نروژی که همیشه به آزادیِ فردی اهمیت میداد ، جاودان شده است. و امروز فیلمهای نروژی مثلِ «بدترین آدم دنیا» و فیلم «رویاها» (Dreams) اثر داگ یوهان هاوگرود، از همان آزادی فردی و آزادی جنسی ، دفاع میکنند و در سینما، تصویر دارند. تن تن تنانهیِ تنهاییِ یک دخترِ نوجوان در فیلم «رویا...
ادامه مطلب
پنجشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۴۰۳ | 9:17 | امیر قاضی پور - کدام رویداد مهم است؟واکنش به کدام رویداد؟تفکرِ زائدی که بیشتر نگاهِ هیجانی به رویدادهای سیاسی دارد.از کنارِ انتشارِ کتاب، آلبوم موسیقی ، ساختنِ فیلم بدون سانسور و ... اجرایِ پرفورمنس میگذریم. اینها رویداد نیستند؟آدمکهایِ پرفورمنس « پریماه اعوانی» ذهنمو درگیر میکنه. زبانِ پرفورمنس زبانِ رهاییست.دوست دارم نظرِ دوستان را درباره پرفورمنس پریماه اعوانی بدانم .در اینجا در اینستاگرام ببینید :https://www.instagram.com/reel/C-jaJQEoo6d/?igsh=d2cyMWs0b3B4bGJtیادمه تو خانه هنرمندان ایران، دختری برای دیدنِ واکنش مردم و پایان نامهاش، آدمکهایی را به دار آو...
ادامه مطلب
چهارشنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۳ | 8:38 | امیر قاضی پور - روزی که همه ببینند همه شاعر خواهند شدنگاهی به جهانِ شعر و سینمایِ فریدون رهنماشاعری چیست؟ بقول گرترود استاین، شاعری عبارت است از یک فرهنگ لغت و چیزهایی که دیدهایم . فریدون رهنما اعتقاد دارد روزی که همه ببینند همه شاعر خواهند شد . شعر محدود به نوشتن بر روی کاغذ نیست .وقتی مستند " تخت جمشید " اثر فریدون رهنما را میبینیم، صرفن یک اثرِ گزارش گرانهی معمولی نیست. عناصر صدا و حرکت دوربین، با استفاده از شاعرانگی و تفکر تاریخی و زیباشناسی مدرن ، فیلم را تا سرحد یک اثر استعاری بالا میبرد . در حقیقت، خونِ شعر به تعبیر نصیب نصیبی در کار رهنما وجود دارد. از ناح...
ادامه مطلب
مشخصات وب شاعری هستم بدونِ کتاب شعرِ کاغذیدفتر شعر امیر قاضی پور:https://t.me/ghazipooramirنبوغِ شاعر در به یادآوری است بخوانید...
ادامه مطلب
چهارشنبه سوم مرداد ۱۴۰۳ | 6:21 | امیر قاضی پور - تصویر: حیاط خانه کودکیم که پُر از گل و گیاه بود . با پاهای لخت در خانه و بیرون از خانه بازی میکردم. در محله شاپور تهران کوچه وزیرنظام .بقول شعرم : نبض میانِ شاخههاو پاهایِ لُختش در پنج بعدازظهرِ کوهسارخلوت میشود گاهی که زمین فروشیستلایِ رفت / میگیرد از فرطِ یک کلاهآرام پیش تُرا در عکسی جواناگر دستِ خودم / به اضافهیِ آبییک رفت به رویِ ساحلبالا نمیرودجان را میگیردهم تحریر راه را میبردیک رفت به روی ساحل- - -امیر قاضیپورشلوارک پوشیدنِ مردها و پسرانِ جوان. زنان و دختران و زنزندگیآزادی...نبض . جریان داشتن بخوانید...
ادامه مطلب
چهارشنبه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۳ | 0:18 | امیر قاضی پور - ۱. رسانهها فقط با ندیده انگاشتنِ هر آن چه به آنها معترض است سیطره مییابند و شعر به این دلیل ساده که وجود دارد اعتراضیست نسبت به رسانهها زیرا وقتی رسانهها دغدغهای جز کمیت ندارند ، شعر نمایانگرِ کیفیت است. رسانهها اخبار'>اخبار روزاند ، تماما اخبار روز ، و شعر چنین زمان حالی را به سخره میگیرد .از همین رو ، شعر کانونِ مقاومتِ زبانِ زنده در برابرِ زبانِ مصرف شده ، کاسته شده و تک معناییست . شعر حیاتِ زبان است بی آن که نیازی به تایید داشته باشد ؛ شعر طبیعتا این گونه است ، فی النفسه ، به دلیل وضعیتی که دارد ، زیرا چیزی هست که شعر را به پویایی وا میدارد...
ادامه مطلب
تنهایی و تنهایی اذیتم میکنه.مدام پُر و خالی میشموقتی وارد جمعی میشم دوست دارم بعد ار ساعتی خارج بشم و برعکس تنهایی ، هنگامی که کسی نیست کنارم اذیت کنندست .انگار هنوز اکهارت تول و امثالِ " تفکر زائد " روی من کامل تاثیر نزاشتن .تنهایی در انتهای شب!شعر تیر را ملاحضه کنید در پایین .شعرِ تیرآدم / دوست نداشتمنفر به نفرچَشم کار میکردم ... سرکاردر وسط پاک کرده من از چند کم میشودرویِ زمین - مرزی - خون کشیدهکه رویِ دیروز پاک کردهمن حسابم فکرهایش زمین استبه این زودیها پاک کردهنمیشودخندهدار استگوش -کلماتم - را اِشغال کردهکار میکرددر هوایِ راهنماییگوش کردهدر میکردمهوا از شلوغیمرا اِشغال کردهگوش میدادمبخوانممیدانستم به این زودیها پاک نمیشودچیزی نبود / از سرم پایینترتار تار ....جان !مرزِ پاخور...
ادامه مطلب
چهارشنبه سی ام خرداد ۱۴۰۳ | 22:2 | امیر قاضی پور - صفحه را که بست. اگر کسی «دیده نمیشود»دهان باز، رویِ آتشبر نوکِ زبان، با موهایِ کوتاهبه تنِ مورب / به اسمِ مارگوریتا: به هنگام شهری بود وسطِ زماندستهایِ من رویِ انگورها به چَشم میخورَد«مجانی فضایی که ایستادهای».: دستهاشو به طرف دو ساعت دراز میکند" الان به دنیا آمدم "دست به جیب میبَرَمدر چَشمت بودم -وزنِ بدنم را بییندازمحس میکنم دارم نگاه میکنمبعد همه چیز دارمنه تصویری - نه باجهایسازهای داد آب و نان- - -امیر قاضی پور بخوانید...
ادامه مطلب
یکشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۳ | 0:17 | امیر قاضی پور - تنها خداوند سعادت واقعی انسان است، و از آنجا که انسان او را رها نموده این واقعیت غریب حاصل شده که هیچ چیز در طبیعت نمیتواند جای او را [در وجود انسان] پر کند: ستارگان، آسمان، زمین، عناصر، گیاهان، کلم، تره فرنگی، حیوانات، حشرات، گوساله، مار، تب، طاعون، جنگ، زن، گناه، زنا. از آن هنگام که آدمی سعادت واقعی خویش را از دست داد، دیگر نمیتواند آن را در چیزی بیابد، حتی در از بین بردن خویش که کاملا در تضاد با خداوند خرد و طبیعت است.بلز پاسکال ( Blaise Pascal) بخوانید...
ادامه مطلب
چهارشنبه بیست و نهم فروردین ۱۴۰۳ | 23:25 | امیر قاضی پور - امروز ۱۷ آوریل روز جهانی هایکو استچهار هایکوی بهاریاز ماسائوکا شیکی - شاعر ژاپنیفارسیی : ع.پاشایی۱نشسته روی دیوار گِلیدر باران بهاریکلاغی۲آزالهها شکوفادر حفرهیی روی صخرهییبودایی ایستاده۳زادگاهمبه هر کجا که نگاه میکنمکوهها میخندند با سبزینهها۴یخ بستن بهاریمیرقصد در هواتابش لرزان گرما بخوانید...
ادامه مطلب
در کدام بزرگ شدیخراشیده شده است آسماناز عبوری و اضطرابی که از چمدان میآیدحجمِ منسینههایِ تو درهایِ وادیِ پوچمن سرم را روی سینههایِ تو گذاشتماز خود پرسیدمدر یک روزِ روشن از سقفهاشکسته شدنِ صدایم وقتی باران است- شکستِ صدایتوقتی در اُردیبهشت زندگی میکردمو ساقها و زانوها و قرمزها- - -امیر قاضی پور■ کانال شعر و شعرخوانی در تلگرام:https://t.me/ghazipooramir بخوانید...
ادامه مطلب
چهارشنبه پانزدهم فروردین ۱۴۰۳ | 2:17 | امیر قاضی پور - «منطقهی بحرانی» ساخته علی احمدزاده، با دوری جستن از اخلاقیات قالبیِ سینمای ایران، به انسانها در غناء و پیچیدگیشان مینگرد، به آنچه هستند احترام میگذارد، و به آنچه میتوانند بشوند امید میبندد؛ مثل موادفروشی که همزمان شفابخش است و یاریگر، هتاک است و شاعر، خطاکار است و قدیس. «منطقهی بحرانی» گرچه اجباراً از زیرِ زمین میآید و زیرزمینی خوانده میشود، اما با شهامت و آزادیخواهیاش، در کنار فیلمهای نوظهور کوتاه و بلندی میایستد که خبر از سیمایی متفاوت و جهتگیری تازه در سینمای فردای ایران میدهند.نوید پورمحمدرضا . منتقد فیلم بخوانید...
ادامه مطلب
جمعه هفدهم فروردین ۱۴۰۳ | 2:13 | امیر قاضی پور - ریزبینی و شاعرانگیِ علی احمدزادهسه نگاه به فیلم مهم «منطقه بحرانی»ریویوی نوید پورمحمدرضا باعث دیده شدن فیلم منطقه بحرانی ساخته علی احمدزاده میشود. یک ریویو هم الهام کوهی در شماره نوروز ۱۴۰۳ مجله دنیای تصویر نوشته است که با نظراتش همدل نیستم. در مجلات کاغذی و رسمی چندان نمیشه از فیلم آوانگاردی مثلِ منطقه بحرانی که خط قرمزها را رد کرده نوشت. هرچند دورانِ جدیدی بعد از زنزندگیآزادی آغاز شده است.۱.ریویویِ نوید پورمحمدرضامرد ناخدای اُدیسهی شبانهی شهر است. با موادفروشی امرارمعاش میکند، اما فیلم نه دربارهی تاریکروشنای شخصیت او و نه دربارهی معضل موادفروشی و ا...
ادامه مطلب
« زن»زن! به سختی میتوانم بیان کنماحساسات پیچیدهام را و فقدان فکرم راجدای از همه اینها همیشه من وامدار توامو زن! سعی خواهم کرد بیان کنمحسهای درونیام را و حس تشکرم رابه دلیل این که معنی موفقیت را به من فهماندیزن! میدانم که میفهمیکودک کوچک درون مرد رالطفن یادت باشه که زندگیام در دستان توستو زن! مرا نزدیک قلبت نگه دارگر چه فاصله نمیتواند دورمان کندجدای از همه اینها، این موضوع در ستارهها نوشته شدهزن! بگذار توضیح بدهممنظورم هیچ وقت ایجاد غم و درد در تو نبودهپس بگذار بگویم و بگویم و بگویمکه دوستت دارمالان و همیشهدوستت دارمحالا و همیشهدوستت دارمحالا و همیشه- - -از ترانهای با صدای جان لنون بخوانید...
ادامه مطلب
سه شنبه هشتم اسفند ۱۴۰۲ | 2:12 | امیر قاضی پور - از نور زنده شویبا طنینِ صدا...شبها را به دیدنِ روزها طی نکردمو این بار کجا بودهمهیِ لباسهایِ خانه توریاثاتهایِ دیگراین بار چیزی میل دارید بنوشیدببخشید بپوشید!یک فاصلهگیریِ ناگهانیآمدن و رفتنهاو جا به جاییحشرهها هنوز نورِ زَنَندهای دارن- - -امیر قاضیپور . صبحهای شبانهروز بخوانید...
ادامه مطلب
محمدجعفر مصفا یا اکهارت تُله ایرانمصفا در کتاب " تفکر زائد "، مثلِ " اکهارت تُله " میاندیشد:یکی دیگر از طرحهای فکر برای فرار از واقعیات این است که انسان را از زمانِ'>زمانِ حاضر که تنها زمانِ واقعی است غافل نگه میدارد و او را در دو زمانِ موهوم ذهنی و غیرواقعی، یعنی زمان گذشته و آینده مشغول میدارد. زمانِ حاضر تنها زمانی است که حرکت زندگی در آن واقع میشود. و انسانی که در لحظه حاضر زندگی نمیکند اصولا در زندگی نیست. زندگی را از دست داده است. مشغولیت فکر در زمان به معنای مشغولیت فکر با محتویات خودش است، نه به آنچه میگذرد. و محتویات خودش چیزی جز پندارها و تصاویرِ تهی از واقعیت نیست .■ تقسیم زندگی به گذشته ، حال و آینده ساخته ذهن و در نهایت توهمیست . گذشته و آینده شکلهای فکری و انتزاعات ذهنی هست...
ادامه مطلب